محمد قنبرى
20
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
را پسنديده و در حقش فرموده است : « الكافى كاف لشيعتنا » . « 1 » روى اين حساب ، قانون جرح و تعديل ، در مورد روايات كافى اجرا نخواهد شد و همه اخبار آن ، صحيح و معتبر است و نمىشود روايات آن را به دليل ضعف راوى آن ، طرد كرد و ناديده گرفت و در حقيقت اين كتاب ، تالى تلو قرآن است ! ! « 2 » آيا همه روايات كافى ، صحيح و معتبر است ؟ چه « صحيح » را طبق عقيده متقدمين معنى كنيم يعنى روايتى كه قرينهء داخلى مانند وثاقت راوى و يا خارجى مانند بودن در اصل و كتاب معتبر ، موجب مىشود اطمينان بر صدور آن داشته باشيم ، و چه طبق نظر متأخرين تفسير كنيم يعنى روايت عدل امامى متصل ، نكات ياد شده در اين ديدگاه نتيجه نمىدهد كه همه روايات كتاب شريف كافى ، صحيح و معتبر است و نيازى به اعمال قواعد رجالى و درايهاى ندارد زيرا : اولًا ، اگر قبول كنيم كه اصول و مصنفات و كسانى را كه مرحوم كلينى از آنها نقل حديث كرده است ، مورد وثوق و اعتماد بودهاند ، معنى اين اعتماد اين است كه آنها دروغ نگفتهاند نه آنكه ديگران به آنها دروغ نگفتهاند و يا آنها مصون از خطا و اشتباهند . چه بسا ممكن است صاحبان اصول و مصنفات از كسانى نقل حديث كرده باشند كه آنها تورّع از كذب نداشته باشند و يا كسانى كه مرحوم كلينى از آنها روايت كرده است اينگونه باشند و يا ممكن است مرتكب سهو و اشتباه شده باشند از اين رو بى نياز از تفحص و اعمال قواعد رجالى نخواهد بود . ثانياً ، اينكه از مرحوم كلينى درخواست شده كتابى جامع طبق احاديث صحيحه از آثار صادقين عليهم السلام براى پاسخگويى به همه نيازهاى اعتقادى ، اخلاقى و حقوقى فرقه ناجيه بنويسد و او نيز به اين درخواست ، جامه عمل پوشانيد و اين كتاب را نوشت . اينكار ، مستلزم آن نيست كه اين احاديث ، فى الواقع درست و از معصوم عليه السلام صادر شده باشد چه بسا ممكن است مرحوم كلينى روى اجتهادش ، روايتى را معتبر و
--> ( 1 ) . تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 203 . ( 2 ) . به كتابهاى وسائل ، ج 20 ، فائده 4 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 3 ، فائده 4 ؛ فوائد المدنيه محمد امين استرآبادى ، دراسات في الكافى والصحيح للبخارى مراجعه شود .